
من یک دختر روسی زبان هستم و در جوانی زبان انگلیسی را به عنوان زبان دوم آموختم. من در روسیه بزرگ شدم و پس از اتمام تحصیلات، برای ورود به دانشگاه و ادامه تحصیل به کانادا نقل مکان کردم.
در آنجا من با انگلیسی زبانان بیشتری ملاقات کردم که معمولاً آنها را فقط در خارج از کشور میبینید. این مسئله موجب شد که دو زبان در مغز من برای به زبان آمدن باهم رقابت میکردند.
به عنوان مثال، برخی از کلمات روسی ذهن من را آزار میدادند، چون من نمیدانستم چگونه همان کلمات را به انگلیسی برگردانم. این کار جزئیات بالایی داشته و بسیار تخصصی است و من زمانی که با یک دختر از ایالات متحده در یک خوابگاه زندگی میکردم متوجه این موضوع شدم.
خلاص شدن من از شر لهجه
برخی معتقدند که لهجه جذابیت خاصی به فرد و صحبت کردنش میبخشد. شاید این عقیده برای زبان فرانسوی یا ژاپنی صدق کند ولی برای زبان روسی هرگز. برای این حرفم دلیل دارم که در ادامه برایتان تعریف میکنم.
یک روز، هنگامی که پیغامی را از تلفن روی میز کارم در خوابگاهم گوش دادم، متوجه شدم که پیغام توسط یک زن با لهجه افتضاح فرستاده شده بود، یعنی لهجهی او به قدری افتضاح و وحشتناک بود که من به جای او احساس شرم کردم. اما چیزی به پایان پیغام نمانده بود که فهمیدم این صدای خودم و پیغامی بود که برای هم اتاقیام گذاشته بودم. وای خدای من، تا به حال چیزی فاجعهتر از این نشنیده بودم.
همانطور که عزم جزمی برای خلاص شدن از شر این لهجهی ضایع داشتم، بهطور همزمان شروع به جستجوی یک برنامه خوب برای آموزش خودم کردم. من روی برنامهی آموزشی American Accent Complete Guide تمرکز کردم که یک برنامه Google است که به شما کمک میکند تا لهجهتان را کمتر کنید داده یاد بگیرید که چگونه بهصورت یک انگلیسی زبان واقعی حرف بزنید.
من چند ماه هر روز به مدت 15 دقیقه از این برنامه آموزشی استفاده میکردم، پس از گذشتن مدتی، یک روز هم اتاقیام به من گفت: “رفیق! حالا میفهمم که چی میگی…” این یعنی موفقیت!
توصیه بعدی من به شما در مورد اینکه چگونه به همان لهجهی زبان مورنظرتان صحبت کنید، زیاد گوش دادن است.
مثلا اگر نمایش و فیلمهای تلویزیونی تماشا کنید یا به رادیو گوش دهید، بهزودی ریتم و صداها را درک خواهید کرد.
از آنجاییکه زبانها متفاوت هستند، عضلات صورت هم در هر زبانی بهطور متفاوتی کار میکنند، درواقع وقتی که شما به زبان روسی صحبت میکنید، حرکات زبان، گونهها و بینی شما با انگلیسی زبانان متفاوت است. اگر به این نکات توجه کنید، به زودی موفق به کنترل لهجهی خود خواهید شد.
اما باید اعتراف کنم که هنوز نمیتوانم کلمهی (ship=کشتی) را طوری تلفظ کنم که با کلمهی (sheep=گوسفند) اشتباه گرفته نشود.
عبارات علمی و دانشگاهی
همانطور که پیش از این گفتم، من یک روسی زبان بودم که انگلیسی را به عنوان زبان دوم یاد گرفتم. مدتی کمی پس از مهاجرت به یک کشور خارجی، فهمیدم که معلمان انگلیسی من در روسیه وضعیتی مشابه من دارند – (انگلیسی زبان دوم آنها بعد از روسی بود). بعد از آشنایی با اساتیدم در دانشگاه کانادا، متوجه شدم که زمان یادگیری انگلیسی برای من فرا رسیده است.
فضای دانشگاهی قوانین و زبان خاص خود را دارد؛ بهخصوص زبان نوشتاری.
زمانی که در کشور مادری خود یعنی روسیه زندگی میکردم، مقالات من همیشه در کلاس بهترین بودند، اما در اینجا وقتی که استادم برای اولین بار مقالاتمان را خواند و من نمرهی پایینی از مقالاتم گرفتم، قیافهی من واقعا دیدنی بود.
بعد از این اتفاق من کمی جا خوردم و روحیهی خود را از دست دادم و گفتم این برای من ضرر سنگینی است، اما بعد به خودم گفتم: اوکی بیخیال، آن را بهعنوان یک چالش میپذیرم و با آن میجنگم.
برای استفاده از زبان علمی، شروع به خواندن مقالات علمی و مجلات کردم. این کار یک درد واقعی برای من بود، بخاطر اینکه ساختار جملهها و اصطلاحات ناشناختهای که توسط دانشجوهای باهوش در آن مقالات بهکار رفته بود من را کاملاً دیوانه کرده بود.
خب، من دانشجو بودم و آنها اساتید من بودند، خیلی طبیعی است که خواندن مقالات آنها برای من دشوار باشد. در نهایت به این نتیجه رسیدم که انتخاب خوبی نداشتم و تصمیم گرفتم که به سراغ آثاری بروم که توسط افراد هم تراز خودم نوشته شده باشد : دانشجویان.
من شاید بیش از هزاران وبسایت را جستجو کردم که بدترین مقالات دانشگاهی را به صورت دانلودی یا آنلاین در اختیارتان قرار میدهد. این مقالات افتضاح و بهمراتب از نوشتههای خودم بدتر بودند و عملاً به درد من نمیخوردند.
اما یک روز منبع بسیار خوبی به نام Student Share پیدا کردم و این اولین باری بود که وقتی شروع به خواندن مقالهای کردم نه تنها سردرد نشدم، بلکه غرق در خواندن آن هم شدم. مقالات موجود در این وبسایت توسط مدیران مرتب شدهاند. تمامی این مقالات به خوبی انجام شده و از نظر منطقی دارای ساختار مناسبی هستند. از همان زمان شروع به استفاده از این مقالات به عنوان نمونه نوشتههای خودم کردم و طی چند ماه، بیشتر عبارات و ساختارهای دانشگاهی را یاد گرفتم.
نحوه ارتباطات من با همسالان خودم و چگونه زبان عامیانه را یاد گرفتم؟
بگذارید در این مورد هم داستان خودم را برایتان بگویم. مطمئنم که برایتان جالب است.
پسری در کلاس ما بود که من تقریباً از او خوشم میآمد. یک روز که خیلی مضطرب و نروس بودم تصمیم گرفتم او را به سینما و تماشای یک فیلم دعوت کنم. زمانی که در کافه تریای دانشکده مشغول شام خوردن بودیم به او گفتم :
– سلام، من آخر هفته دو جایگاه خوب در سینما رزرو کردهام. فیلم “شبکه اجتماعی” به نویسندگی دیوید فینچر، میخوای با من بیای؟
او گفت :
– اوه، چه پیشنهاد شیطانیای (wicked)!
با این حرف او، من رنگم پرید و به شدت احساس ناراحتی کردم.
بلیطها را به هم اتاقیام دادم و او با پارتنر خود به سینما رفت و آنها از فیلم لذت بردند.
دوشنبه آینده، من آن پسر را دوباره در کافه تریای دانشکده دیدم و به نظرم با من سرسنگین شده بود.
از او پرسیدم که چرا با من سرسنگین است؛ این در حالی بود که من فکر میکردم که یک قربانیام و این رفتار برای من خیلی گیج کننده بود.
اما اوضاع از این هم بدتر شد: او به گفت كه تو چجور دختری هستی كه کسی را به سینما دعوت میكنم و بعد خودت آنجا حاضر نمیشوی؟؟!
وای خدای من! من فکر کردم که این یک نمایش دوربین مدار بسته یا چیزی شبیه به آن است. من به او توضیح دادم که من به این خاطر نیامدم که او به پیشنهاد من گفت “ایده شیطانی (wicked)”، به معنی یک چیز بد و زشت، به همین خاطر من فکر کردم تمایلی به آمدن ندارد. پس مشکلی کار کجاست؟
او شروع به خندیدن کرد و سپس توضیح داد که “wicked” در واقع به معنای “عالی” به عنوان یک اصطلاح عامیانه است.
آنجا بود که به این نتیجه رسیدم که انگلیسی بهعنوان زبان دوم کار دشواری است.
هرگز نمی توانید حدس بزنید که یک اصطلاح عامیانه یا یک کلمه چه معنایی میتواند داشته باشد. بنابراین برای یادگیری زبان انگلیسی و برنامه ریزی برای زندگی در یک کشور انگلیسی زبان، فراموش نکنید که تا آنجا که میتوانید فرهنگ لغتهای عامیانه مدرن مانند Slang Vocabulary ، Dictionary of American Regional Language یا Dave’s ESL Cafe را بخوانید. من از همهی اینها استفاده کردم و شروع به صحبت با همسالانم کردم و پس از آن پیشرفت بسیار خوبی در این زبان داشتم. اتفاقاً، من و آن پسر پس از مدت کوتاهی فیلم “شبکه اجتماعی” را با هم دیدیم!