
مزایای علمی یادگیری زبان دوم
یادگیری زبان جدید یکی از سختترین کارهایی است که بر عهده مغز قرار میگیرد. با این حال فواید آن به قدری زیاد است که تمام سختی یادگیری را جبران میکند. قوانین عجیب و غریب ، کلمات ناآشنا و مشکلات تلفظ بسیار زیادی وجود دارد که در اکثر مواقع باعث می شود که فکر کنید هرگز چیزی یاد نخواهید گرفت. دلسرد شدن و تسلیم شدن آسان است.
اما ، حقیقت این است که شما سریعتر از آنچه فکر می کنید در حال پیشرفت هستید و به زودی موفق می شوید بر آن مسلط شوید و به یک متخصص واقعی تبدیل شوید. یا حداقل دفعه دیگر که به کشوری که زبان آن را یاد می گیرید ، سفر کردید و بتوانید چای سفارش دهید کافی است. یادگیری زبان نه تنها توانایی تغییر جنبه های اجتماعی زندگی شما را دارد بلکه می تواند بر مغز شما نیز تأثیر بگذارد.
محققان با انواع سوالات جذاب در مورد مزایای یادگیری زبان های جدید دست و پنجه نرم می کنند. به عنوان مثال ، در مغز دو زبانه ، آیا هر دو زبان “ذخیره” شده و در همان مناطق مغز پردازش می شوند یا اینکه جدا هستند؟ آیا بزرگ شدن کودکان به صورت دو زبانه گیج کننده است یا مفید است؟ و آیا مکالمه بیش از یک زبان می تواند مغز را در دوران پیری سالم نگه دارد؟
زبانها در مغز با یکدیگر تداخل و تعامل دارند
شبکه زبانی در مغز از مناطق مختلفی عمدتاً در نیمکره چپ تشکیل شده است که هر یک از این مناطق برای پردازش یک جنبه خاص از زبان تخصص دارند. به عنوان مثال ، ازجمله، تولید گفتار ، درک گفتار و پردازش سیگنال های گفتاری ورودی است.
آزمایشات نشان داده است که در مغز دو زبانه هر دو زبان همزمان فعال هستند ، حتی وقتی فقط از یک زبان در یک زمینه خاص استفاده می شود. این امر چالش های منحصر به فردی برای مغز ایجاد می کند. چگونه می توان پی برد که کدام کلمات بخشی از زبان است که در حال حاضر صحبت می شود و کدام یک باید مهار شوند؟ انجام این کار نیاز به کارهای بیشتری توسط اصطلاحاً عملکردهای اجرایی مغز دارد. درست مانند رهبر ارکستر برای حفظ سرعت مناسب و ترکیب هماهنگ سازهای مختلف ، نوازندگان را هماهنگ می کند ، عملکردهای اجرایی نیز رفتارها را برای تمرکز، توجه و ماندن بر وظایف ، هماهنگ می کنند.
دو زبانه ها علاوه بر فرآیندهای معمولی مربوط به زبان ، از توابع اجرایی به منظور حل رقابت بین زبانهای خود ، بیشتر از تک زبانه ها استفاده می کنند. عملکردهای اجرایی در این زمینه مانند یک چراغ راهنمایی عمل می کنند و به یک زبان امکان ادامه کار را می دهند ، در حالی که زبان دیگر را متوقف می کنند. این نظارت مداوم به معنای تلاش بیشتر برای دوزبانه ها است که می تواند منجر به برخی هزینه ها در پردازش زبان ، مانند کاهش تسلط به گفتار شود. اما فواید دوزبانگی بسیار بیشتر از این هزینه ها است.
مناطق زبانی در مغز
چپ: منطقه بروکا (تولید گفتار) ، وسط: منطقه ورنیکه (درک گفتار) ، راست: قشر شنوایی اولیه (پردازش سیگنال های گفتاری ورودی).
دوزبانگی باعث تقویت مناطقی در مغز می شود که تحت عملکردهای اجرایی هستند
استفاده گسترده از عملکردهای اجرایی در فعالیت مغز دوزبانه ها منعکس می شود: مناطق مغز در قشر اولیه مغز که زیربنای این فرایندها هستند علاوه بر شبکه زبان معمول فعال می شوند.
این فعال سازی اضافی مغز را تقویت می کند ، که منجر به افزایش حجم مغز در این مناطق و تقویت عملکرد آنها می شود و به نوبه خود باعث بهبود عملکرد شناختی در وظایفی می شود که به این عملکردها متکی هستند. به عنوان مثال ،ثابت شده است که دوزبانه ها عملکردهای مختلفی که نیاز به مهار ، جابجایی انعطاف پذیر بین وظایف ، حافظه فعال و نظارت بر وظایف دارند را افزایش داده اند ، همه این ها عملکردهای اجرایی و مهم برای موفقیت تحصیلی و همچنین پیش بینی های طولانی مدت و سلامتی و رفاه کوتاه مدت هستند.
به نظر می رسد میزان جذب این مناطق اضافی مغز و درنتیجه میزان فواید مرتبط به این که به کدام زبانها صحبت می شود بستگی ندارد ، بلکه در عوض به مهارت در زبان دوم ، تسلط کلی ، دفعات استفاده و دقت دستوری بستگی دارد. جنبه مهم دیگر این است که زبان دوم در چه سنی آموخته می شود.
مغز نوزادان کاملاً انعطاف پذیراست
زمان مناسب برای یادگیری زبان دوم در سال های اول زندگی است. دلیل این امر این است که مغز نوزاد بسیار منعطف است و بنابراین براساس عملکردهای شناختی که بیشترین استفاده را دارند ، به راحتی تغییر می کند.
شاید باور آن سخت باشد، اما در گذشته باور عمومی بر این پایه استوار بود که پرورش کودکان در یک خانهی دو زبانه میتواند به رشد فکری آنها آسیب بزند. قبل از دهه 1960 ، دوزبانگی به عنوان نقصی در نظر گرفته می شد که با مجبور کردن کودک به صرف انرژی زیادی برای تمایز بین زبان ها ، رشد آن را کند می کند.
هنگام رشد دوزبان ، مغز با شکل دادن به شبکه ها و اتصالات مغز برای مقابله با افزایش نیازهای نظارتی ، به سرعت با چالش های صحبت کردن به دو زبان سازگار می شود. در مقابل ، مغز بزرگسالان نسبتاً پایدار است و برای تغییر ساختار یا عملکرد آن نیاز به ورودی یا آموزش بیشتری دارد.
به خاطراین خاصیت مغز است که وقتی یک زبان در سنین بسیار کمی به دست می آید بسیار راحت صحبت می شود. این بدان معنا نیست که تلاش برای یادگیری زبان جدید در بزرگسالی بی دلیل باشد.
تغییرات مغزی و مزایای شناختی مرتبط با آنها نیز در دوزبانه های که زبان دوم خود را در بزرگسالی یاد گرفتند، مشاهده شده است. فقط کمی بیشتر وقت و تلاش می برد. اما تحقیقات اخیر نشان می دهد که این تلاش بعداً در زندگی نتیجه خواهد داد. همچنین یک تحقیق نشان داد افرادی که در بزرگسالی زبان دوم می آموزند هنگام مواجهه با مسائل به زبان دوم نسبت به زبان مادری خود تعصب احساسی کمتری و رویکرد منطقی تری دارند.
سلول های مغز
بخشی از پیامدهای یادگیری یک زبان جدید حتی قابل مشاهده است ، به عنوان مثال تراکم بیشتر ماده خاکستری که حاوی بیشتر سلولهای عصبی مغز و سیناپس است و می توان فعالیت بیشتری را در مناطق خاص هنگام به کار گرفتن زبان دوم مشاهده کرد.
یادگیری زبانهای جدید به سالم ماندن مغز کمک می کند
مزایای شناختی صحبت کردن به بیش از یک زبان معمولاً در مغزهای سالم کاملاً دقیق است و ممکن است در زندگی روزمره قابل توجه نباشد. وقتی کارها واقعاً دشوار باشند ، یا عملکرد مغز مختل شده یا رو به زوال باشد ، به عنوان مثال در انواع مختلف زوال عقل تأثیرات چشمگیرتری دارند . مطالعات اخیر نشان داد که دوزبانگی می تواند شروع علائم بیماری آلزایمر را تا چهار سال به تأخیر بیندازد. این به طور قابل توجهی بهتر از بهترین داروهای آلزایمر است که می تواند علائم را فقط 6-12 ماه به تأخیر بیندازد. به همین ترتیب ، دکتر توماس باک از دانشگاه ادینبورگ دریافت که سالمندانی که به دو یا چند زبان صحبت می کنند ، به سرعت یک زبانه ها مبتلا به آلزایمر یا زوال عقل نمی شوند.
اگرچه دو زبانه ها و یک زبانه ها در یک سن به طور متوسط میزان آسیب مغزی یکسانی با این بیماری را دارند ، اما مغز دو زبانه ها بهتر قادر به مواجه با این بیماری است. نظریه پشت این به این شکل است: دوزبانگی مکانیسم جبرانی بهتری را برای مغز فراهم می کند ، زیرا مغز برای مقابله با افزایش نیازهای شناختی عادت دارد. اما این تنها در صورتی است که هنوز در هر دو زبان تسلط داشته باشند.
توانایی های تفکر و حافظه
یادگیری زبان به ارتقا مهارت تفکر و توانایی حافظه افراد کمک می کند. دانش آموزان دوزبانه تمرکز بهتری دارند و در مقایسه با دیگران کمتر دچار حواس پرتی می شوند. از آنجا که مراکز زبان در مغز بسیار سازگار هستند ، یادگیری زبان دیگر می تواند مناطق جدیدی از ذهن شما را توسعه دهد و توانایی طبیعی مغز شما را در تمرکز تقویت کند.
توانایی بهتر در انجام چند کار به طور همزمان
تحقیقات انجام شده نشان می دهد که یادگیری یک زبان انعطاف پذیری مغز را افزایش می دهد و باعث می شود که مغز بتواند به طور همزمان چند کار را با یکدیگر انجام دهد.
فراگیری زبان تازه را شروع نمایید
اگر تابحال فراگیری زبان تازه را آغاز نکردهاید، بهتراست بدانید که هیچوقت برای آغاز دیر نیست.چنانچه هدف شما از فراگیری التیام و بهبود وضعیت ذهنی است (چه کودک باشید و چه یک فرد بالغ) میتوانید از پس آن بربیایید.
بکارگیری یک زبان خارجی نه فقط قابلیتهای مغزی شما را بالاتر میبرد بلکه میتواند در فراگیری همان زبان هم به شما یاری میرساند. ضروری نیست برای افزایش دادن قدرت مغزی تمام زیر و بم زبان را بیاموزید. حتی کسب اطلاعات محدود در زمینه یک زبان دیگر هم اثربخش خواهد بود.
کلام آخر
بنابراین ، با توجه به مزایای یادگیری زبان جدید که مورد بحث قرار گرفت ، گرچه دوزبانگی لزوماً شما را باهوش نمی کند ، اما باعث می شود مغز شما سالم ، پیچیده و فعال باشد. حتی اگر در دوران جوانی شانس یادگیری زبان دوم را نداشتید ، هرگز برای کمک به خودتان دیر نیست.
از آنجایی که هر زبان، سختی خاص خود را دارد، یادگیری آن برای مغز یک تمرین محسوب میشود و زمانی که مغز شما در وضعیت تمرین قرار میگیرد به مرور زمان قویتر میشود. همچنین لازم به ذکر است که یادگیری زبان دوم یکی از بهترین روشهای عملی برای بالا بردن ذکاوت و تیزهوشی است.
با یادگیری یک زبان جدید مغز شما در بهترین و سالمترین حالت خود قرار میگیرد به طوری که میتوانید از لحظه لحظهی زندگی به بهترین شکل لذت ببرید. پس از همین حالا شروع کنید.