
یادگیری زبان خارجی برای اکثر افراد امکان پذیر است. تنها چیزی که لازم است ، انگیزه ، کار و روش درست است. اگر این کار را به روش صحیح انجام دهید ، می توانید در کمتر از یک سال یک زبان را روان یاد بگیرید و خودتان مطالعه کنید. گاهی اوقات می شنویم که “بعضی از مردم در یادگیری زبان با استعداد هستند”. این درست نیست ممکن است بعضی از افراد این شانس را داشته باشند که در خانه به دو زبان یا بیشتر صحبت کنند و بدون اینکه بدانند آنها را یاد بگیرند ، اما من می دانم که هر انسان باهوش و منطقی اگر کمی تمرین کند می تواند یک زبان خارجی را یاد بگیرد و این کار را به درستی انجام دهد.
مسئله اصلی مطالعه به روشی صحیح است ، زیرا در مدارس آنها معمولاً این کار را به اشتباه انجام می دهند: قرار دادن افراد در گروه های بزرگ ، و سپس آنها را وادار به یادگیری و به کارگیری قوانین گرامری و لیست های واژگان می کنند. بنابراین اولاً آنها وقت خود را از دست می دهند زیرا هیچ کس اینگونه زبان را یاد نمی گیرد و دوماً اینکه مردم را برای تمام زندگی خود از آن زبان بیزار می کنند.
تجربه من در یادگیری زبان
من قبلاً وقتی 17 ساله بودم فکر می کردم که، مردم لبخند می زنند و به یادگیری فهرست واژگان تلفن خود برمی گردند. بنابراین باید ثابت می کردم که حق با من است ، درست است؟ و این کار را کردم. خب ، به نوعی من شروع به ترک مدرسه و کار بر روی زبانها (انگلیسی و آلمانی) به روش خودم کردم. انگلیسی به چیزی احتیاج نداشت زیرا من قبلاً هنگام خواندن آن را یاد گرفته بودم ، اما لهجه من هنوز گوش مردم را آزار می دهد. اما برای آلمانی من فقط یک ماه وقت گذاشتم، هر کلمه ای را که نمی دانستم می خواندم و دنبال آن می گشتم.
کارشناس آزمون Vocabulaire de base allemand ، كه اتفاقاً نويسنده فهرست واژگان دفترچه راهنمای تلفن بود، از من سوال كرد كه آيا آلمانی هستم؟ به نظر می رسید که منظور او واقعاً این بوده است ، اگرچه اگر نمره من را در آزمون های واژگانی که از کتابش گرفته بود ، می دانست نظرش کاملا متفاوت بود. (این داستان مانند کل متن بر اساس واقعیت است)
وقتی با افرادی روبرو می شدم که به آنها گفته ام در مورد رویکرد راهنمای تلفن برای یادگیری واژگان فکر می کنم ، و مکالمه زبان ها را متحول می کنم، آنها مرا با دیده تحقیر نگاه می کردند. البته ، آنها پس از بیش از 8 سال تحصیل در مدرسه آلمانی ، نه قادر به خواندن یک روزنامه آلمانی هستند و نه می توانند با کسی در فرانکفورت ارتباط برقرار کنند. داستان غم انگیزی است اما واقعیت دارد.
من همیشه علاقه مند به صحبت کردن به بسیاری از زبانها بوده ام اما وقتی به 23 سال رسیدم ، فقط دو زبان را می شناختم. بنابراین من به دنبال یک روش اسپانیایی گشتم و اسپانیایی عالی FSI را پیدا کردم. من قبلاً هرگز یادگیری با نوارها را تجربه نکرده بودم اما امتحانش کردم و همچنین هرگز از “روشی” پیروی نکرده ام ، یعنی مجموعه کتاب ها و نوارها که از درس اول شروع می شود و چه کسی می داند تا کجا ادامه خواهند داشت. این موضوع جواب داد و بعد از شش ماه مطالعه ، من قطعاً توانستم اسپانیایی را روان صحبت کنم.
در سال 1997 احساس کردم که صحبت کردن به 3 زبان کافی نیست و تصمیم گرفتم که روان صحبت کردن به زبان اسپانیایی را نیزیاد بگیرم. من قبلاً ایده های روشنی در مورد چگونگی یادگیری بهترین زبان ها داشتم ، بنابراین شروع به جستجوی یک روش خودآموز با ظرفیت بالا کردم. من یک آگهی پیدا کردم که برای روش نوشته شده توسط FSI ، شعبه آموزش زبان وزارت امور خارجه ایالات متحده ، تبلیغ می کرد. آنها روشی برای اسپانیایی داشتند که من تصمیم گرفتم آن را امتحان کنم.
وقتی من بسته آموزشی را باز کردم ،شامل دو دفترچه راهنمای دست نوشته که شبیه اسناد محرمانه مربوط به دهه 60 و بسیاری از نوارها بود ، این موضوع بسیار ناامیدکننده به نظر می رسید. اما ، همانطور که می دانید ، مهم محتوا است ، نه فرم. سریع فهمیدم که این روش نمونه خوبی است.
سپس درس یک را شروع کردم ،با پخش نوارشروع شد:
به این کلمه گوش دهید:
Papa
به این کلمه دیگر گوش دهید:
papá
آیا میتوانی تفاوت را بشنوی ؟
دوباره گوش کن…
کلمه اول به معنی سیب زمینی و کلمه دوم به معنی پدر است. تنها تفاوت آنها در طرز بیان است.
این نوار راهنمایی خود را به زبان اسپانیایی ادامه داد ، بسیار هوشمندانه با مثالهای ساده شروع کرد و سپس به شما اجازه داد که قانون را استنباط کنید ، سپس تفاوت را درک کنید. من به زودی به انتهای نوار رسیدم ، از اینکه به راحتی اولین مکالمه خود را یادگرفتم، بسیارهیجان زده شدم. نمی توانستم که منتظر بمانم و درس دیگری را شروع نکنم ، به همین دلیل در طول شب ادامه دادم ، و آن تمرینات جایگزین را با صدای بلند پشت سر دیگری انجام می دادم. در پایان هفته اول من توانستم صحبتهای محترمانه ای را با تلفظ عالی (به من چنین گفتند) انجام دهم ، و حتی یک سطر ننوشته بودم و ذره ای از اشتیاقم برای یادگیری هم کم نشده بود!
من همینطورادامه دادم و به زودی کتاب اول را به پایان رساندم و به سراغ کتاب دیگر رفتم. و سپس متوقف شدم ، و امتحانات خود را گذرانده و آماده انجام سفرشدم. حدود 6 هفته در یادگیری من وقفه افتاد (توصیه نمی کنم ، اما این اتفاق می افتد) و بعد به خودم گفتم: فرانسوا ، واقعاً گنگ هستی و این کار را با جدیت بیشتری انجام نمی دهی. شما عاشق این روش هستید و این جواب می دهد. بنابراین من دوباره شروع کردم ، اما اکنون با افزایش سرعت یک درس در روز (توصیه می شود یک درس در هفته باشد). من 2-3 ساعت مطالعه دقیق داشتم. با این سرعت ، من به زودی کتاب دوم را به پایان رساندم و شروع به کار بر روی 2 کتاب پیشرفته کردم که دارای نوارهای زیادی نیز بودند.
همچنین فهمیدم که تسلط کامل با درس آخر فاصله زیادی ندارد ، اما من هنوز هم باید با کسی صحبت می کردم تا بررسی کنم آیا زبان اسپانیایی من واقعاً عملکردی است. برای پیشرفت توی یه زبان جدید، باید خودتون رو به شکلهای مختلف در معرضش قرار بدید. رفتن به کشوری که به اون زبان صحبت میکنه بهترین راه هست امّا خوب طبیعتاً برای همه ممکن نیست. هفته ها در مورد کشوری که می خواستم به آن سفر کنم تردید داشتم ، و سرانجام سفر به مکزیک را انتخاب کردم ، که بهترین ترکیبی از اسپانیایی عالی (برخلاف کوبا) ، فرهنگ بسیار غنی (برخلاف شیلی) و راحتی نسبی برای جهانگردان (برخلاف کلمبیا) در آنجا پیدا کردم.
وقتی تلفن را برای رزرو اتاقی در مکزیکو سیتی برداشتم ، حتی به آنچه می خواهم بگویم فکرهم نمی کردم. بدون هیچ تردیدی به اسپانیایی صحبت می کردم.
در مکزیک خانمی را پیدا کردم که گفت می تواند به من چند درس اسپانیایی بدهد ، کاری که می خواستم انجام دهم این بود که برخی از سوالاتی که داشتم را بپرسم و گفتگوی تجارت تخصصی را بتوانم در آینده انجام دهم. او در آغاز یک آزمون کوچک انجام داد ، و به زودی به من اجازه داد تا دروس را رهبری کنم زیرا او به جز برخی از اشتباهات پراکنده چیزی را که ارزش کار روی آن را داشته باشد، پیدا نکرد.
به مدت دو هفته با مکزیکی ها در مورد داستان های غنی کشورشان، وقایع ، آداب و رسوم و فرهنگ آنها صحبت کردم ، مطبوعات ملی را خواندم ، کتاب خریدم و از کشور بازدید کردم ، همه اینها با مطالعه خودم امکان پذیر شد.
حالا چرا دانستن این داستان برای شما مهم است؟ این بدان معناست که اگر در روز دو ساعت تمرین کنید می توانید به طور خودآموز کمتر از شیش ماه به راحتی اسپانیایی صحبت کنید. من از روشی استفاده کردم که توسط وزارت امور خارجه ایجاد شده است و در هیچ انتشاراتی کار نمی کنم. این واقعاً تجربه من است و فکر می کنم هر فرد باهوش و معمولی می تواند آن را به کار گیرد.
در نهایت اگر میخواهید زبان جدیدی یاد بگیرید این کار را هرچه سریعتر شروع کنید و برای یادگیری در یک روند طولانی مدت و با ثبات برنامه ریزی کنید. سعی کنید از وقت های اضافه و تلف شده تان در روز برای یادگیری استفاده کنید و مطمئن باشید در طولانی مدت حتما به نتیجه می رسید.