
این که زنان در یادگیری زبان بهتر از مردان هستند یک افسانه نیست، فقط علم است: جنسیت تأثیر بسزایی در نحوه یادگیری زبانهای خارجی دارد. زنان و مردان از روشهای متفاوتی برای یادگیری زبان خارجی استفاده میکنند که از سنین کم قابل مشاهده است.
در واقع برقراری ارتباط به زبان خارجی هم برای زنان و هم برای مردان مشکل است. اما زنان هنگام آموختن متفاوت از مردان عمل میکنند. آنها از حافظه، مهارتهای اجتماعی، راهبر
دهای شناختی و فراشناختی برای بهبود مهارتهای خود استفاده میکنند. به این ترتیب آنها سریعتر از مردان به مهارت در یک زبان جدید میرسند.
به نظر میرسد که زنان هنگام مطالعه یک زبان جدید استراتژیهای بهتری را به کار میبرند که این امر یادگیری را کارآمدتر میکند. به بیان ساده، مغز ما روشهای مختلفی برای مطالعه یک زبان دارد. بنا به دلایلی نامعلوم روشهای توصیه شده برای یادگیری به نفع تواناییهای زنان است. بیایید نگاه دقیقتری به این موضوع داشته باشیم.
مغز زنان زبان را به شیوهی متفاوت پردازش میکند
تحقیقات نشان داده است که در نحوه پردازش زبان مردان و زنان در مغز تفاوت وجود دارد. سمت چپ مغز عملکردهای تحلیلی و منطقی را پردازش میکند در حالی که سمت راست عملکردهای بصری، شفاهی و غیرزبانی را کنترل میکند. آزمایشات نشان میدهد که زنان هنگام صحبت از هر دو طرف مغز و مردان فقط از سمت راست استفاده می کنند.
تفاوت در نحوه یادگیری زبان جدید از سنین پایین شروع میشود. یک تحقیق توسط دکتر کریستینا دای (Dr. Cristina Dye) در دانشگاه نیوکاسل نشان داد که مغز دختران هنگام پردازش کلمات در جاهایی که به اصطلاح مناطق زبان مینامند، فعالتر است.
دختران زمانی که باید کلمات شنیده شده را رمزگشایی کرده و معانی آنها را پردازش کنند، نسبت به پسران فعالتر هستند. زیرا آنها قادر به پردازش مفاهیم انتزاعی علاوه بر آنچه که میبینند و میشنوند، هستند. از سوی دیگر پسران برای یادگیری سریعتر نیاز به تقویت حسی دارند. آنها یادگیرندگان بصری هستند یا میتوانند با گوش دادن و تکرار یک زبان را یاد بگیرند.
این به این دلیل است که پسرها و دختران به طور متفاوتی زبان را پردازش میکنند، پسرها هنگام خواندن و گوش دادن از مناطق دیداری و شنوایی مغز استفاده میکنند. در حالیکه دختران مناطقی از مغز که مسئول تفکر و گفتار انتزاعی هستند را فعال میکنند.
یک تحقیق مشابه نشان داد که بزرگسالان تمایل به پیروی از الگو دارند. دانشمندان نمیتوانند تشخیص دهند که آیا این تواناییها به دلیل تحصیلات و موقعیتهای اجتماعی مختلف توسعه مییابد یا خیر، اما واقعیت این است که تفاوتها همچنان وجود دارد. این امر برای زنان در یادگیری زبان یک مزیت محسوب میشود.
زنان شنوندگان فعال هستند
یکی دیگر از مزایای زنان هنگام یادگیری زبان مهارت شنیداری آنهاست. زنان و مردان شنوندههای متفاوتی هستند. اسکنهای مغز نشان داده است که مردان هنگام گوش دادن بیشتر از سمت چپ مغز استفاده میکنند درحالیکه زنان از هر دو بخش مغز برای این کار استفاده میکنند.
این تفاوت به این معنا نیست که مردان و زنان عملکرد گوش دادن متفاوتی دارند اما میتواند بر نحوه یادگیری زبان جدید تأثیر بگذارد.
حتی اگر سمت چپ مغز مسئول اصلی یادگیری زبان باشد، اما ظاهراً سمت راست نقش اساسی در حفظ کلمات و صداهای جدید دارد. سمت راست مغز اطلاعات را جذب میکند تا در سمت چپ (جایی که دستورزبان، نحو و سایر قوانین زبانی را پردازش میکنیم) در دسترس قرار گیرد.
زنان با استفاده بیشتر از سمت راست مغز قادرند با تلاش کمتر کلمات، صداها و معانی بیشتری را به خاطر بسپارند. این روش یادگیری در دراز مدت باعث ایجاد حافظه دقیقتری میشود. بنابراین زنان کلمات را در یک زبان خارجی سریعتر و برای مدت زمان بیشتری به خاطر میآورند.
زنان بیشتر از مردان صحبت میکنند
درحالیکه بسیاری از دانشمندان سعی میکنند ثابت کنند که این یک تصور کلیشهای است اما برخی از مطالعات هنوز ثابت میکنند که زنان بیشتر از مردان صحبت میکنند. و این نیز در هنگام یادگیری زبان برای آنها یک مزیت آشکار محسوب میشود.
مکالمه یکی از مهارتهای اصلی است که وقتی به دنبال بهبود مهارتهای زبانی خود هستید، باید به تقویت آن نیز بپردازید. زنان به احتمال زیاد مکالمات خود را زودتر شروع می کنند. آنها چهار برابر بیشتر از مردان با افراد بومی صحبت میکنند. صحبت کردن با گویشوران بومی روش خوبی برای یادگیری کلمات جدید و بهبود تلفظ است.
درواقع زنان ارتباطات بهتری دارند و ارتباطات اجتماعی بیشتری نسبت به همسالان مرد خود برقرار میکنند. و از طریق این ارتباطات است که زنان فرصت بیشتری برای تمرین مهارتهای شنیداری و گفتاری خود پیدا میکنند. آنها میتوانند برای تقویت درک خود از زبان مقصد، سوال بپرسند و پاسخ بگیرند. دوستیهایی که حاصل میشود اغلب حتی انگیزه بیشتری برای یادگیری زبان ایجاد میکند. البته شایان ذکر است که همه زنان پرحرف نیستند و همه مردان هم کم حرف نیستند، بنابراین بدون شک برخی از مردان نیز از مهارتهای اجتماعی خوب به همان شیوه بهرهمند میشوند.
زنان از استراتژیهای یادگیری بیشتری استفاده میکنند
یادگیری زبان فقط به استعدادهای طبیعی ربط ندارد. این کار به صدها ساعت کار، مطالعه و تمرین نیاز دارد.
زنان تمایل دارند یادگیری زبان را جدی بگیرند. آنها دایره لغات غنیتری دارند. زبان استاندارد را به زبان عامیانه ترجیح میدهند، بیشتر از صفت و قید استفاده میکنند و کلمات بیشتری را برای توصیف رنگها و احساسات میآموزند. آنها همچنین تمرینات بیشتری را برای بهبود دستور زبان و نحو انجام میدهند و آزمونهای زبان بیشتری را تکمیل میکنند.
تحقیقات انجام شده در اروپا، آسیا و آمریکای لاتین همه به اینکه زنان زبانها را به شکل جامعتری فرامیگیرند، اشاره میکنند. زنان تمایل بیشتری به فرهنگ، کشور و گویندگان زبان مقصد دارند. آنها از هر چهار مهارت کلیدی (خواندن ، نوشتن ، گوش دادن و صحبت کردن) و عناصر زبانی (واژگان ، دستور زبان و غیره) استفاده میکنند. درحالیکه مردان عموماً طیف محدودی از روشهای مطالعه آشنا را رعایت میکنند. با این حال با افزایش منابع دیجیتالی در دسترس آزاد مانند پادکستها، نرمافزارهای زبان و وب سایتها، این وضعیت به خوبی تغییر میکند.
زنان هنگام یادگیری زبان از استراتژیهای بیشتری نسبت به مردان استفاده میکنند. آنها به دنبال بهبود مهارتها در همه زمینهها(مکالمه، خواندن، دستورزبان، گوش دادن) هستند. از آنجا که زنان به طور کلی انگیزه بیشتری نسبت به مردان دارند، احتمال بیشتری وجود دارد که از روشهای جایگزین برای یادگیری مهارتهای جدید استفاده کنند. به همین دلیل آنها بیشتر از مردان از نرمافزارها، وب سایت و کتابهای کار استفاده میکنند.
زنان انگیزه بهتری دارند
این شاید از بحثبرانگیزترین دلایلی باشد که برای تفاوت جنسیتی در یادگیری زبان مطرح میشود زیرا اثبات آن دشوارتر است. این استدلال از نحوه واکنش زنان و مردان به تحصیل در دبیرستان نشأت میگیرد. با توجه به تحقیقات انجام شده در انگلستان، کانادا و مجارستان به نظر میرسد که دانشآموزان دختر دبیرستانی بیشتر از همسالان مرد خود به تحصیل یا ادامه تحصیل در زبان بپردازند.
برخی از محققان استدلال میکنند که این امر به این دلیل است که پسرها و دختران زبانها را رشتهای زنانه میدانند و پسران بیشتر رشتههای تحت سلطه مردان مانند ریاضیات و فیزیک را انتخاب میکنند. غالباً این تصور با غلبه معلمان زبان زن که به عنوان الگو برای دختران عمل میکنند، تأیید میشود.
زنان و مردان متفاوت میآموزند اما مهم نیست
زن و مرد متفاوت هستند. علوم اعصاب نشان میدهد که مغز پسران بزرگتر است اما مغز دختران سریعتر رشد میکند.
سایر تحقیقات علمی ثابت میکند که قشر مغزی پسران بیشتر برای روابط فضایی تعریف شده است (به این معنی که آنها از طریق حرکت و تجربیات بصری بهتر یاد میگیرند) در حالی که هیپوکامپ (قسمتی از مغز که نقش مهمی در زبان دارد) با سرعت بیشتری در دختران رشد میکند.
اما این تفاوتها مانع از آموختن دختر یا پسر، مرد یا زن نمیشود.
جمعبندی
زنان دارای تواناییهای طبیعی برای زبانها و ارتباطات هستند که در هنگام یادگیری یک زبان خارجی مزیت مهمی برای آنها محسوب میشود. و آنها با استفاده از استراتژیهای یادگیری بیشتر از مردان از تواناییهای خود بیشترین بهره را میبرند.
آنها از دو طرف مغز خود برای گوش دادن و یادگیری زبان استفاده میکنند و این به آنها کمک میکند کلمات جدید را سریعتر بیاموزند و آنها را بیشتر از مردان به خاطر بسپارند.
همه ما حداقل یک دوست یا آشنای مرد را میشناسیم که می تواند دو یا چند زبان را روان صحبت کند. بنابراین در حالی که جنسیت یک عامل در یادگیری زبان است اما مهمترین آن در نظر گرفته نمیشود. مردان نیز میتوانند زبان آموزان فوق العادهای باشند!