fafa سپتامبر 1, 2021

احتمالاً تا حالا با افرادی روبرو شده‌اید که چند زبانه هستند و توانایی تغییر راحت زبان‌های مختلف آنها را تحسین کرده‌اید. وقتی از تسلط آنها به بیش از یک زبان شگفت‌زده می‌شوید، آیا تا به حال به ذهنتان خطور کرده است که رفتار آنها ممکن است بسته به زبانی که در آن لحظه به آن صحبت می‌کنند تغییر کند؟

در جهان 7 میلیارد نفر وجود دارد که هر فرد با دیگران متفاوت است زیرا افراد دارای شخصیت‌های متفاوتی هستند. شخصیت آن فردی است که شما با رفتار، احساس و تفکر خود نشان می‌دهید. شخصیت منحصر به فرد است و تحت تأثیر طبیعت، پرورش و تنوع انسانی است.

افراد هنگام صحبت با دوستان، معلمان، همکاران یا اعضای خانواده شخصیت‌های متفاوتی دارند. علاوه‌براین با افراد مختلف نیز رفتار متفاوتی دارند حتی اگر به یک زبان صحبت کنند.

همین اتفاق برای چند زبانه ها هم می افتد!

منظور از چند زبانه شخصی است که قادر است به بیش از دو زبان ارتباط برقرار کند.  در مصاحبه با یک فرد دو زبانه، مصاحبه‌شونده اظهار داشت که وقتی به روسی صحبت می کند ملایم‌تر می‌شوداما در هنگام صحبت کردن به زبان انگلیسی خشن‌تر است. این بدان معناست که افرادی که قادر به صحبت کردن به بیش از یک زبان هستند ممکن است با توجه به زبان‌هایی که می‌توانند صحبت کنند رفتارهای متفاوتی داشته باشند.

درست است. یادگیری زبان دیگری به شما شخصیت جدیدی می‌بخشد. اگر قبلاً به زبان‌های دیگر صحبت می‌کردید، ممکن است خودتان متوجه این موضوع شده باشید. ادامه مطلب را بخوانید تا نظریه‌های اخیر در مورد افراد چندزبانه و اینکه چگونه شخصیت آنها هنگام تغییر از زبانی به زبان دیگر تغییر می‌کند را بیاموزید.

چگونه چندزبانه بودن بر شخصیت شما تأثیر میگذارد؟

هنگام تلاش برای فهمیدن اینکه آیا شخص با تغییر زبان تغییر می‌کند تعدادی از مسائل در نظر گرفته می‌شود. به عنوان مثال، توانایی یادگیری و صحبت کردن با زبان دیگر با نوروپلاستی یعنی انعطاف‌پذیری مغز شماهمراه است. این نکته را نیز اضافه کنید که زبان به شدت تحت تأثیر فرهنگی است که در آن پدیدار می‌شود و مشخص می‌شود که چرا ممکن است زبان تا حد زیادی بر شخصیت افراد تأثیر بگذارد.

یکی از جنبه‌های شخصیتی که افراد چند زبانه بیشتر تحت تأثیر آن قرار می گیرند، شیوه صحبت کردن آنها است. تفاوت‌های ذکر شده شامل دفعاتی است که گوینده کلام شخص دیگر را قطع می‌کند و دیگران تا چه اندازه گوینده را بی ادب تصور می‌کنند. برخی از دلایلی که برای این ویژگیها مطرح می‌شود شامل تفاوتهای ساختاری زبان‌ها و میزان پذیرش بی ادبی در فرهنگی است که زبانی از آن پدید آمده است.

مردم معمولاً هنگام تغییر زبان، شیوه صحبت متفاوتی را اتخاذ می‌کنند، به ویژه هنگامی که هنوز درحال یادگیری آن هستند. هنگامی که شما هنوز مبتدی هستید، ممکن است متوجه شوید که شیوه صحبت کردن شما معمولاً بیش از حد رک و بی‌پرده است نه به این دلیل که می خواهید آنگونه باشید بلکه به این دلیل که واژگان کافی برای برقراری ارتباط ظریف هنگام صحبت کردن زبان را ندارید.

صحبت کردن به زبان جدید بسیار شبیه بازیگری است

وقتی در دبیرستان بودم در تئاتر بازی می‌کردم و متأسفانه هنوز تک زبانه بودم. آن زمان بود که فهمیدم برای بازی در یک شخصیت خاص باید افراد را زیر نظر داشته باشم.

وقتی 15 ساله بودم با یک انتخاب سخت روبرو شدم. آنقدر از لحاظ احساسی درگیر تئاتر بودم که برای ورود به آکادمی تئاتر مسکو تصمیم جدی گرفتم. اگرچه والدینم نمی‌توانستند تصور کنند دخترشان روی صحنه بازی می‌کند. من به نوبه خود با ورود به یک دانشگاه استاندارد آموزشی کاملاً مخالف بودم زیرا تصاویر بسیار واضحی از معلمانی داشتم که علیرغم اینکه به عنوان معلم نامیده می شدند هیچ ارزشی فراتر از برنامه آموزشی نداشتند. در دبیرستان متوجه شده بودم که به محض شروع شعر در کلاس ادبیات روسی، معلم ما از ابتکار خلاقانه من ناراحت شد.

پس از مشاجره شدید من با والدین، نتیجه شرکت در آزمون ورودی دانشگاه دولتی زبان‌شناسی مسکو بود که آن هم توصیه معلم انگلیسی مدرسه من بود و این خیلی منو عصبانی کرده بود.

اما در طول دوره‌های آموزشی من در زمینه ارتباطات بین فرهنگی و تاریخچه زبان‌شناسی، علاقه وافری به زبانها، فرهنگها و ارتباطات پیدا کردم.

زبانی که صحبت میکنید بر نحوه نگرش شما به جهان تأثیر میگذارد

فردریک ویلهلم کریستین کارل فردیناند فون هومبولت (زبان‌شناس و فیلسوف آلمانی) بیان می‌کند که جهان بینی ما بازتاب زبان و فرهنگ ماست. صحبت به یک زبان خارجی دید جدیدی به شما می‌دهد و این امکان را می‌دهد که جهان را از دیدگاه دیگری مشاهده کنید.

زبان شناس دیگر V. I. مالاخوف اظهار می‌کند که استدلال و خرافات ما با زبانی که ما به آن فکر می‌کنیم تعیین می‌شود.

در حال حاضر مطالعات زیادی در زمینه عصبی ـ کلامی(بررسی رابطه بین زبان و مغز) وجود دارد که ثابت می‌کند ساختار زبان اهمیت دارد و بر طرز فکر ما تأثیر می‌گذارد. آخرین مقایسه بین ساختار دستور زبان انگلیسی و آلمانی این حقیقت را ثابت کرده است. ما از واژگان برای توصیف جهان پیرامون خود استفاده می‌کنیم.در حالی که ما پیراهنی را سفید و طلایی می‌بینیم، عده‌ای دیگر آن را آبی و مشکی می‌بینند. ما نمی‌توانیم تنظیمات بینایی فیزیکی خود را تغییر دهیم اما می‌توانیم افکار خود و سپس دید خود را به دنیا و زندگی تغییر دهیم.

به زبان مادری، فرهنگ و محیط اجتماعی خود فکر کنید.آیا اگر در آسیا متولد نشده بودید باز هم در مورد شماره 4 خرافاتی بودید؟(در چین،کره و ژاپن عدد ۴ نحس است ) آیا در صورت یادگیری زبان ماندارین یا ژاپنی نسبت به این شماره حساس‌تر شده‌اید؟

دو زبان‌شناس بزرگ دیگر ادوارد ساپیر و بنیامین لی وورف مسأله نسبیت زبانی را مورد بررسی قرار دادند و نتیجه‌ی بررسی‌هایشان را “رمز و رازهای زبان” نامیده‌اند. آنها معتقد هستند که زبان در آن واحد، هم بازتابی از ارزش‌های بنیادین یک فرهنگ خاص است و هم آنها را شکل می‌دهد. با زندگی در شهرهای بزرگ ممکن است متوجه تفاوت بین ارزشهای فرهنگی خود و همسایگان خود شوید.زمانی هم که یک زبان جدید یاد می‌گیرید با این تضاد‌ها و اختلاف‌های فرهنگی مواجه خواهید شد و هر چه بیشتر به عمق فرهنگ جدید فرو بروید، این تضادها بیشتر خودشان را نشان می‌دهند.

در زمان دانشگاه من به روسی، انگلیسی و اسپانیایی صحبت می‌کردم. پس از رفتن به اروپا متوجه تفاوت بین عقاید و ارزش‌های ملت‌ها و فرهنگ‌های مختلف شدم. به خصوص متوجه شدم که چگونه هر یک از آنها عقاید و برداشت‌های متفاوتی دارند.

چگونه یاد گرفتم که از نظر فرهنگی اسپانیایی شوم

وقتی در سال 2010 به سالامانکا شمال غربی اسپانیا رفتم، فکر می‌کردند که من ایتالیایی یا آرژانتینی هستم زیرا طبق گفته افرادی که با آنها آشنا شدم، بسیار عجیب و غریب بودم و مثل ایتالیایی‌ها از دستهایم زیاد استفاده می‌کردم. در آن زمان من نمی‌دانستم که سیستم‌های آوایی روسی و ایتالیایی بسیار شبیه به هم هستند. و اسپانیایی آرژانتینی‌ها دارای استاندارد آوایی ایتالیایی بود.

در سالامانکا شروع به مشاهده و کپی کردن مردم محلی نه تنها از نظر لحن بلکه از نحوه حرکت آنها و حتی برنامه روزانه آنها کردم. من برای نقش دختری اسپانیایی از سالامانکا آماده می‌شدم.

سرانجام در سال 2012 هنگامی که برای مطالعه به سانتیاگو د کامپوستلا رفتم، اکثر اوقات من را به عنوان یک اسپانیایی می‌شناختند. من حتی موفق شدم وارد یک گروه محلی از دانشجویان و متخصصان گالیسیایی شوم.

هر زبانی شخصیت خاص خود را دارد

شاید شما هم تجربه کرده باشید که گاهی زبان دوم را بهتر از زبان مادری خود فرا می‌گیرید و راحت‌تر از آن استفاده می‌کنید. من متوجه شدم که صحبت کردن به زبان اسپانیایی جدید برای من بسیار راحت‌تر از انگلیسی است اگرچه باید در زبان انگلیسی تخصص بیشتری می‌داشتم. من دائماً در این مورد فکر می‌کردم تا اینکه به من گفتند که مانند مردم، برخی از زبان‌ها برون‌گرا و برخی دیگر درون‌گرا هستند. انگلیسی یک زبان درون‌گرا است که صحبت کردن را دشوار می‌کند.زبان‌‌ها نیز مانند افراد یک جامعه، شخصیت‌های متفاوتی دارند.با بعضی از زبان‌‌ها می‌توانیم به راحتی منظورمان را بیان کنیم و احساساتمان را تشریح کنیم.

آیا شما هم می توانید شخصیت زبان‌های گفتاری و مادری خود را تشخیص دهید؟ آیا آنها درون‌گرا هستند یا برون‌گرا؟چطور این زبان‌‌ها توانسته‌اند بر رفتار و نحوه‌ی صحبت کردن شما تاثیر بگذارند؟ آیا هنگام صحبت کردن به تغییراتی در خود توجه کرده‌اید؟ آیا بی دست و پا‌تر می‌شوید یا بیشتر اهل گفتگو می‌شوید؟

در سال 2011 زبان ایتالیایی را آموختم و برای کشف دنیایی جدید به ایتالیا رفتم. این تجربه مفهوم این جمله که در واقع هر زبان، دری به یک فرهنگ جدید پیش روی شما می‌گشاید را برایم روشن ساخت. اگر به طور اتفاقی در حال یادگیری زبان ایتالیایی هستید تمام عبارات اختصاص داده شده به غذا را بررسی کنید. این عبارات توضیحات زیادی در مورد سبک زندگی ایتالیایی‌ها می‌دهد.

چرا نمی توانم به زبان ایتالیایی در مورد فلسفه صحبت کنم

آیا برای شما هم پیش آمده که زمانی که زبان حرف زدن خود را تغییر می‌دهید، حالت درونی شما نیز تغییر کند؟ یا برعکس ترجیح می‌دهید بسته به روحیه خود به زبانی متفاوت صحبت کنید؟

وقتی در سال 2011 برای تحصیل به لهستان رفتم لهستانی را یاد گرفتم و متوجه شدم که از زبان‌های مختلف برای اهداف خاصی استفاده می‌کنم. من اسپانیایی را دوست داشتم و دلگرمم می‌کرد، در حالی که ایتالیایی برای روح یعنی علایق من بود. زبان روسی برای شعر بود زیرا من از چهار سالگی شعر می‌سرودم. انگلیسی فقط برای کار بود. و لهستانی برای زندگی روزمره بود.

سپس متوجه شدم که به حوزه‌های خاصی از زندگی خود به زبان‌های مختلف فکر می‌کنم. یا به بیان دقیق‌تر من معادل کلمات یا عبارات در زبان‌های دیگر را نمی‌دانستم. به عنوان مثال من اقتصاد را به زبان انگلیسی مطالعه کردم و نمی‌دانستم که چگونه در مورد آن به زبانی غیر از انگلیسی صحبت کنم.

از سوی دیگر احساساتی که در ایتالیایی و اسپانیایی خیلی طبیعی بودند اما من قادر به توضیح آنها به زبان انگلیسی یا لهستانی نبودم.

یا زمانی که در اسپانیا بودم، خاطراتم را به زبان پرتغالی می‌نوشتم. این زبان فقط در بین سایر زبان‌ها آرامش بیشتری داشت.

سپس به این نتیجه رسیدم که ابتدا شعرهایی را به زبان ایتالیایی، سپس به اسپانیایی و بعد به انگلیسی شروع کنم. اگر در ایتالیایی همه اشعار پرشور و غنی از تمثیل بود، در اسپانیایی بیشتر فلسفه غنایی بود و در انگلیسی فلسفه محض و افکار خشک بود. و من نمی‌توانستم فلسفه را به ایتالیایی یا اسپانیایی بنویسم ، فقط دلیل این را متوجه نمی‌شدم.

سپس متوجه نکته دیگری شدم که در حین صحبت با دوستان یا شریکم تمایل داشتم به زبان اسپانیایی یا ایتالیایی صحبت کنم تا مکالمه متقابل، سرزنده، صمیمی و پر از احساسات باشد تا اینکه به زبان انگلیسی یا هر زبان دیگری پایبند باشم. و هنوز هم همینطور به نظر می‌رسد.

با تغییر زبان، شخصیت شما تغییر میکند

شخصیت شما بسته به زبانی که با آن صحبت می‌کنید تغییر می‌کند پس بگذار این اتفاق بیفتد! زیرا این اتفاق مثبت و جالبی است. همه چیز در مورد تقلید و پذیرش است. اجازه دهید تا مراحل تقلید و پذیرش در فرهنگ جدید، به طور طبیعی اتفاق بیافتند. هر چه بیشتر شبیه به گروه اجتماعی زبان مد نظر خود رفتار کنید، راحت‌‌تر توسط آن جامعه پذیرفته می‌شوید.

فرهنگ و زبان به طرز پیچیده‌ای بر یکدیگر تأثیر می‌گذارند. بنابراین منطقی است که فرهنگی که زبان از آن سرچشمه می‌گیرد می‌تواند بر شخصیت یک گوینده تأثیر بگذارد. به عنوان مثال ، مردم در کشورهای فرانسوی زبان آفریقای غربی عادت دارند که به غریبه‌ها مشتاقانه سلام کنند. در مقابل، همتایان آنها در کشورهای انگلیسی زبان آفریقای غربی گفتن “سلام” به یک غریبه را کاملاً بی‌دلیل می‌دانند.

اگر هنگام معاشرت با بریتانیایی‌ها در جمع‌‌هایی که درباره‌ی مسائل پیش‌پا‌افتاده صحبت می‌شود، ساکت بمانید، ممکن است بی‌ادب به نظر برسید.و اگر نمی‌توانید آشپزی کنید یا در مورد آشپزی صحبت کنید، اغلب از جمع گفت‌و‌گوی دوستانه کنار گذاشته می‌شوید. اگر از همکاران چینی خود درباره اینکه صبحانه چه چیزی خورده، اینکه آیا راحت خوابیده یا نه و یا درباره وضعیت سلامتی آنها نپرسید شما هرگز دوست خوبی برای آنها نخواهید شد. همه اینها به حداقل هنجارهای فرهنگی مربوط می‌شود که توسط یک جامعه خاص تعیین و پذیرفته شده است. این هنجارهای فرهنگی به ظاهر بی‌اهمیت، می‌توانند بر روابط شما با افرادی از ملیت‌‌های دیگر تاثیر‌گذار باشند. پس علاوه بر یادگیری یک زبان، تطبیق فرهنگی با آن نیز ضروری است.

من این فرآیند را توسعه شخصیت زبانی دوم می‌نامم. هدف از این مرحله این است که بتوانید به راحتی با یک خارجی که زبان مادریش را به عنوان زبان دوم خود برگزیده‌‌اید، ارتباط برقرار کنید به طوریکه آنها متوجه نشوند شما گویشور بومی آن زبان نیستید. شما با تمرین به این موفقیت دست خواهید یافت. البته این تمرین فقط نباید مربوط به لهجه، واژگان یا لحن شما باشد. بلکه باید شامل زبان بدن شما، نحوه بیان شما هنگام مکالمه، پرسیدن سوالات و به اشتراک گذاشتن دیدگاه‌ها با افراد بومی باشد.

این روند ممکن است برای یک خارجی ماهها یا حتی سالها طول بکشد اما سرانجام شخصیت‌هایی که از طریق زبان‌های دیگر کشف می‌کنید، عادی می‌شوند.

این نکته را فراموش نکنید که زمانی که زبان جدیدی می‌آموزید، یعنی روش جدیدی برای بیان افکار و احساسات و نحوه‌ی نگرش جدید به دنیا پیدا می‌کنید، باید برای حفظ هویت خود نیز اهمیت قائل شوید و هیچ وقت زبان مادری و هویت اصلی خود را از یاد نبرید.

من حتی ترجیح می‌دهم از انواع نام خود در هر زبانی استفاده کنم، مانند Catarina در اسپانیایی ، Katerina در ایتالیایی ، Catalina در پرتغالی ، Kate در انگلیسی (و هرگز Katie!) ، Kasia در لهستانی ، Kat در آلمانی ، Katrin در فرانسه (هرچند تلفظ این نام هنوز چالش برانگیز است) ، کاتیا به روسی و کاتا به چینی.

کلام آخر

به هر زبانی که صحبت می‌کنم به شخصیت جدید خودم اجازه می‌دهم تا خودم و دیگران را سرگرم کند. تمایل من برای بازیگر شدن در حال حاضر خود را به تمام زبان‌هایی که به آنها صحبت می‌کنم نشان می‌دهد. من چندین شخصیت به دست آورده‌ام  و شما نیز می‌توانید.

وقتی مردم یک زبان جدید یاد می‌گیرند، فقط الفبا، کلمات و دستور زبان آن را یاد نمی‌گیرند. ظاهراً مردم باید در مورد رفتار و آداب و رسوم خاص جامعه نیز بیاموزند ، زیرا مهم است که به فرهنگ زبان اشاره شود زیرا زبان و فرهنگ بسیار به یکدیگر مرتبط هستند.

کشف جنبههای مختلف شخصیتتان ضروری است.

شما دیدگاه‌های احساسی خود را پیدا خواهید کرد و همچنین علایق و باورهای خود را درک خواهید کرد. علاوه براین  توانایی صحبت به چندین زبان به شما امکان می‌دهد تا تغییرات پیچیده افراد را از نظر فکری و عاطفی و فرهنگ نیز دنبال کنید. و درنهایت چند زبانه‌ها باید از شخصیت‌های مختلف خود آگاه باشند تا بتوانند بیان خود را کنترل کرده و در جامعه با نشاط زندگی کنند.

گذاشتن دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.بخش های ضروری با علامت (*) مشخص شده اند.